خشکسالی، گردوغبار و کوچ؛ روایت تلخ تالابهای ایران
خشکی تالابها دیگر فقط یک هشدار محیطزیستی نیست؛ به مرز بحران انسانی رسیده است. در حالی که دولت از پیگیری حقابه تالاب هامون و الزام قانونی تأمین بیش از ۱۱ میلیارد مترمکعب آب برای تالابهای کشور خبر میدهد، واقعیت میدانی در سیستان و دیگر مناطق خشکشده نشان میدهد هر قطره آب، معادل ماندگاری یک خانواده در زادگاهش است؛ جایی که با عقبنشینی آب، مهاجرت اجباری جای زندگی را گرفته است.

به گزارش آتیهآنلاین، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به پیگیری اجرای حقابه تالاب هامون اعلام کرد تأمین نیاز آبی تالابهای کشور که در برنامه هفتم توسعه بیش از ۱۱ میلیارد مترمکعب تعیین شده، با جدیت در دستور کار قرار دارد.
شینا انصاری با تأکید بر وابستگی حیات تالاب هامون به جریان رودخانه هیرمند گفت: بر اساس توافق سال ۱۳۵۱ میان ایران و افغانستان، حداقل نیاز آبی این تالاب باید بهصورت پایدار تأمین شود. به گفته او، تمرکز رایزنیها بر جلوگیری از انحراف سیلابها به گودزره و هدایت آب به سمت هامون است تا روند ورود آب تثبیت شود.
انصاری با اشاره به آسیبهای واردشده به معیشت مردم سیستان تصریح کرد: تأمین نشدن حقابه، زندگی و سکونت در منطقه را تحت تأثیر قرار داده و احیای تالاب در اولویت برنامههای دولت قرار دارد. او همچنین تأکید کرد که حتی در شرایط کمآبی، حقابههای زیستمحیطی یک الزام قانونی است و وزارت نیرو مکلف به اجرای آن است.
تالابها؛ از بحران آب تا بحران مهاجرت
خشکی هامون تنها یک بحران زیستمحیطی نیست؛ این رخداد بهتدریج به یک مسئله اجتماعی و امنیتی تبدیل شده است. طی دو دهه گذشته کاهش ورودی آب از هیرمند، تغییرات اقلیمی و برداشتهای بیرویه از منابع آبی، بخشهای وسیعی از این تالاب بینالمللی را خشک کرده و به افزایش توفانهای گردوغبار، نابودی کشاورزی و از بین رفتن مشاغل محلی انجامیده است. نتیجه مستقیم این روند، مهاجرت اجباری بسیاری از ساکنان سیستان به شهرهای دیگر بوده است؛ مهاجرتی که اغلب با حاشیهنشینی، بیکاری و فقر مضاعف همراه شده است.
کارشناسان معتقدند تالابها تنها منابع آبی نیستند، بلکه سپرهای طبیعی در برابر گردوغبار، تنظیمکننده اقلیم محلی و پشتوانه معیشتی جوامع بومی بهشمار میروند. وقتی یک تالاب میخشکد، زنجیرهای از پیامدها آغاز میشود: زمینهای کشاورزی شور میشوند، دامداری از رونق میافتد، ریزگردها شدت میگیرند و خانوادهها ناچار به ترک خانههای خود میشوند. تجربه سیستان نشان داده است که احیای تالاب، تنها احیای یک زیستبوم نیست؛ بلکه احیای امید به ماندگاری جمعیت در منطقه است.
تصویری نگرانکننده از وضعیت تالابهای کشور
بحران هامون در حالی ادامه دارد که بسیاری از تالابهای ایران با شرایط مشابهی روبهرو هستند. تالابهایی مانند گاوخونی در اصفهان، بختگان در فارس و جازموریان در کرمان طی سالهای اخیر با کاهش شدید تراز آبی مواجه بودهاند. خشکشدن این پهنههای آبی به شکلگیری کانونهای جدید گردوغبار انجامیده و در برخی مناطق، روند مهاجرت روستاییان را تسریع کرده است.
به باور متخصصان، مدیریت ناهماهنگ منابع آب، توسعه بیرویه کشاورزی، سدسازیهای گسترده و تشدید خشکسالی از مهمترین عوامل این وضعیت است. در چنین شرایطی، اجرای کامل حقابههای زیستمحیطی میتواند از گسترش بحران جلوگیری کند؛ اما این اقدام باید با اصلاح الگوی مصرف آب و نگاه یکپارچه به مدیریت حوضههای آبریز همراه باشد.
اگر روند فعلی ادامه یابد، مسئله تالابها صرفاً یک دغدغه محیطزیستی نخواهد بود، بلکه به بحرانی انسانی با پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گسترده تبدیل میشود. احیای تالابها، در واقع سرمایهگذاری برای جلوگیری از موجهای تازه مهاجرت اجباری و کاهش آسیبهای اجتماعی در سالهای پیشرو است.





