شبی که دریا شعلهور شد؛ کاخموزه میانپشته بندرانزلی زیر آوار جنگ
حمله ۲۷ اسفند ماه به بندرانزلی فقط ناوچهها را نسوزاند؛ کاخموزه «میانپشته» یکی از مهمترین بناهای تاریخی شهر حالا با ۴۰ درصد تخریب در انتظار مرمت و نجات است
جسم آتش گرفته ناوچههای «حمزه» «درفش» و «جوشن» کنار اسکله در دریاست، روی آنها را با پلاستیک آبی بزرگی پوشاندهاند و از روی پل غازیان بندرانزلی مردان ماهیگیر یک چشمشان به ناوچههایی است که در شب ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ مورد حمله آمریکا و اسراییل قرار گرفتند و چشم دیگرشان به قلاب و ماهیها. اسکندر، معلم بازنشستهای که با دوستش همیشه برای ماهیگیری به آنجا میآمد اما بعد از حمله به کاخموزه میانپشته فکر میکرد، موزه ادوات نظامی بندرانزلی که بازمانده زمان پهلوی اول است. جایی که بیش از ۴۰ درصد آن آسیب دیده و حالا پنجرههای شکسته، دیوار فروریخته و گچبریهای تکهتکه شده گواه حملهاند.
حسن، بساطش را ابتدای پل غازیان پهن کرده و با صدای بلند میگوید: «میخوای بری تالاب، قایق هم هست.» او شب بمباران در خانهاش بود. جایی دور از پل و محل انفجارهای ممتد. اما اینجا محل کارش است و در جنگ با اینکه مسافران زیادی به استانهای شمالی آمدند، ولی بعد از حمله گسترده آمریکا و اسراییل به انزلی، آن هم سه روز مانده به تحویل سال نو، تعداد مسافران آنجا کم شد: «بیکاری گسترده است. ما همیشه اینجا بساط میکردیم و مسافران میآمدند اما بعد از حملات مکرر تعداد مسافران نوروزی انزلی هم کم شد.»
او چهل و چند ساله است و به اسکله تجاری اشاره میکند، جایی روبهروی محل حملات ممتد «آنجا سالم مانده ولی اینور نابود شده. انگار کسی نمرده، خدارا شکر . اما خانم خیلی تعداد انفجارها بالا بود. ما تا ساعتها دست و پایمان میلرزید، نمیتونستیم از جایمان تکان بخوریم.»
بتول هم همین وضع را تجربه کرده. خانه او نزدیک اسکله است، پیرزنی ۷۳ ساله که شیشه پنجره خانهاش در اثر موج انفجار شکست و خودش از شدت بهت تا ساعتها از روی زمین نمیتوانست بلند شود: «آنچنان ترس خورده بودم که یک ساعت بعد از تمام شدن حملات که دخترم به اینجا رسید، هنوز روی زمین افتاده بودم. پاهام آسیب دید. چه میشه کرد؟ جنگه.»
جعفر، چشمان آبیاش را میمالد و با دست ناوچههای ویران شده را نشان میدهد: «یک ناو هم داخل دریا زدند. دلمان سوخت. اینجا کلی افسر ارتش میآمدند. کشتیسازی بود.» منظورش کشتیسازی شهید تمجیدی است که حالا اسکلت ساختمانش از دور پیداست و ساختمانهای اطراف هم وضعیت بهتری ندارند. همهشان بدون شیشه و با آسیبهای گسترده. مانند ساختمان درمانگاه و اداره ثبت احوال که مشرف به کشتیسازی بودند: «من خیلی ناراحتم خانم. دریا امان ما بود. البته شنیدیم قبل از موشک زدن به کاپیتان و خدمه گفتن اونجا رو ترک کنن و بیان بیرون. کشته نداده. ولی خب همین وضع هم وحشتناکه. هیچکس توقع نداشت این تعداد حمله به انزلی بشه. اونقدر صدای انفجارها مهیب بودن که تو رشت هم شنیدن.»
جعفر روز بعد از حمله به محل کارش روی پل غازیان آمد تا ببیند قایقهای موتوریشان سالم است یا خیر: «خیلی ترسیده بودم. همه دارایی ما بود. اگر موشک میخورد بدبختتر از الان میشدم. بعد دیدم لنگرگاه خالیه و کشتیهای تجاری جابجا شدن. همه اینجا پر از شیشه بود. تا کیلومترها دورتر شیشه شکسته بود.»
امیدوارم اشیا از موزه به مخازن امن برده شده باشند
شیشه پنجرههای مستطیلی کاخ موزه میانپشته بندر انزلی (موزه نیروی دریایی) شکستهاند. دور تا دور کاخ رضاخانی بسته است. کاخی که بین سالهای ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۰ ساخته شده بود و ۲۶ آذرماه سال ۱۳۵۶ با شماره ثبت ۱۵۱۱ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید هم از شر حملات مصون نمانده. گچبریهای بیرونی که از نمادهای معماری آن دوره بودند کنده و ترک خوردهاند و نمیتوان از وضعیت داخلش مطلع شد. بعد از حمله، «زهرا جهانی» رییس اداره میراث فرهنگی انزلی درباره آسیب به این بنای تاریخی به ایسنا گفته بود: «حمله به مراکز فرهنگی و تاریخی مصداق بارز جنایت جنگی است و این مجموعه ۴۰ درصد آسیب دیده است.»
«احمد محیططباطبایی»، رییس کمیته ملی موزههای ایران هم به «آتیه آنلاین» میگوید این ساختمان کاخ رضاشاه در بندر انزلی بود و مانند تمام موزههایمان باارزش: «فاصله این کاخ از شهر و دریا و محل ساختنش کاملا نشان از اهمیت سیاسی و تاریخی آن دارد. در حقیقت این کاخموزه هم محل نشان دادن وسایل اقامت شاه بود و هم بعدها موزه نظامی شد.»
طباطبایی امیدوار است تمام موزهداران در شهرهای مختلف اعم از موزه بندرانزلی اشیای موزه را بر اساس دستورالعمل ارایه شده از موزه جمعآوری کرده باشند: «من نمیدانم آیا اشیای موزه جمعآوری شده بودند یا خیر؟ و آیا آسیبی دیدهاند. اما امیدوارم حداقل اشیا آسیبی ندیده باشند، برای مثال ما در موزههای تهران همه اشیا را جمعآوری کردیم و چنانچه آسیبی هم وارد شده به بنای موزهها بوده است.»
به گفته او، ساختمان موزه دریانوری، ساختمانی تاریخی است که مرمت آن زمانبر است: «باید مستندنگاریهای لازم انجام میشد و در حال حاضر هم انجام بگیرد تا احیا و مرمت این بنا در آینده نزدیک آغاز شود.»
با وجود پیگیری خبرنگار آتیهآنلاین میراث فرهنگی انزلی درباره وضعیت آثار تاریخی موزه پاسخی نداد.

هرم آتش بمباران به صورتمان خورد
ناو «دیلمان» را نلی صبح روز دوم جنگ از پنجره خانهاش دید. ناو را جابجا کرده و محل جدید حضور دیلمان، روبهروی خانه او در میان آبهای کاسپین بود. او هر روز صبح در روزهای پرتلاطم بعد از ۹ اسفند که حملههای گسترده به ایران آغاز شد، رو به دیلمان گفته بود: «چه خوشحالم امروز هم سالمی پیرمرد.» در هفتههای بعد که صحبت از زدن بنادر ایران به میان آمد، او میدانست دیلمان هم هدف است و شب حمله، سه روز مانده به تحویل سال ۱۴۰۵، نوری بزرگ دریا را روشن کرد: «داشتیم شام میخوردیم که ناگهان دیدم آتشی در دریا شعله گرفت و بعد صداهای مهیب شروع شد. هنوز نمیتوانم بگویم چقدر وحشتناک بود. در مدت بمباران شهر کوچک انزلی، بیش از ۲۰ صدای انفجار مهیب شنیدیم.»
از خوشحالیهایش صدمه ندیدن نیروهای حاضر در این ناو و ناوچههاست: «شنیدم صدمات جزیی بوده، شامل شکستگی و موجگرفتگی. اما میدانید ما هرم گرمای سوختن ناو را روی صورتمان حس کردیم. از لحظات بمباران هم چه بگویم؟ مهیب بود و ممتد. اینجا کوچک است و این تعداد بمباران واقعا وحشتناک بود. همهمان دچار استیصال وحشتناکی بودیم.»
او میگوید کشتیسازی شهید تمجیدی، گمرک و نیروی دریایی کاملا از دست رفتهاند و یک ماه پس از بمباران، هنوز ساختمانهای اطرافش با شیشههای شکسته خالی از سکنه است: «در جنگ ۱۲ روزه که خرداد ماه پارسال بود خارج از انزلی و یک کشتیسازی دیگر در روستای حسنرود را زدند. آن موقع شدت انفجارها اینطور نبود. بعد از ۲۷ اسفند هم تا روز آتشبس مدام پهبادهای شناسایی بالای سرمان در حرکت بودند. صدای وزوز حرکت پهبادها هنوز در گوشمان است. بعد از آتشبس، صداها کم و بعد محو شدند اما هنوز گوشم این صداها را میشنود.»
سه ناوچه و یک ناو نابود شدند
ناوهایی که از دست رفتند جنبه آموزشی داشتند و آنطور که «بنیامین یوسفی» کارشناس گردشگری در انزلی به «آتیه آنلاین» میگوید یکی از آنها یعنی «ناو دیلمان» که به ۱۵ مایلی دریا برده شده بود، بعد از غرق شدن ناو «دماوند» به دریای خزر انداخته شده بود: «ناو دماوند سال ۱۳۹۶ به موجشکنهای انزلی خورد و چند هفته در دریا ماند تا غرق شد. مدتی بعد ناو دیلمان ساخته و در سال ۱۴۰۲ به آب انداخته شد. همه آنها نظامی بودند»
آنطور که تابناک نوشته، دماوند دومین کشتی جنگی «کلاس موج» کشور بعد از «جماران» بود که از هجدهم اسفندماه سال ۹۳ به خدمت ناوگان شمال و منطقه چهارم نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران درآمده بود. بعد از غرق شدن آن، ساخت ناوشکن دیلمان شروع شد و بعد هم پرچمدار ناوهای ایرانی در شمال کشور شد. خبرگزاری دانشجو نوشته، این ناو به عنوان پیشرفتهترین محصول پروژه موج نقش مهمی در تقویت توان دریایی کشور داشت که در نبردهای دریایی یک مزیت استراتژیک محسوب میشود: « ناخدا اسکندری؛ مسئول طراحی و ساخت ناو دیلمان قیمت این ناو را 100 میلیون دلار اعلام کرده بود که به لطف صنایع بومی تولید این ناو، بدون خروج ارز از کشور انجام شد.»
یوسفی میگوید سه ناوچه که هدف قرار گرفتند هم موشکانداز بودند و چون سایز کوچکتری داشتند قابلیت مانورشان بالا بود: «در میان این سه ناوچه، ناوچه حمزه از همه مهمتر بود. این ناوچه ابتدا سال ۱۳۱۵ و دوران پهلوی اول ساخته شد و کشتی تشریفاتی بود، اما بعد از انقلاب به عنوان کشتی نظامی بازسازی شد. این کار هم توسط صنایع کشتیسازی تمجیدی در انزلی انجام گرفت که متاسفانه این کشتیسازی هم کاملا در بمباران از دست رفته است.»
مردم در بندرانزلی، حالا و پس از آتشبسی که همه آن را بسیار شکننده میدانند از غم تهران، خوزستان، کرج و اصفهان و دیگر شهرهایی میگویند که بیوقفه و چهل روز زیر بمباران بودند. خسرو دستانش را روی صورتش میکشد، با استیصال از آینده و روزهایی که هیچکس نمیداند چه در انتظار ایران است میگوید: «کاش همه سیاستمداران بفهمند ما مردم زندگی میخواهیم. من دلم برای انزلی آرام تنگ است. ما مردم دریاییم. دریا آراممان میکرد، حالا از آن می ترسیم.»

















