زلزلهای زنجیرهای در شامگاه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، شرق تهران را برای چند ساعت در وضعیت ناپایدار لرزهای قرار داد؛ رخدادی که با یک زمینلرزه ۳.۴ ریشتری آغاز شد و در نهایت با زلزله ۴.۶ ریشتری در عمق حدود ۱۰ کیلومتری زمین به اوج رسید. این لرزشها در حالی رخ داد که همزمان طوفان ۵۵ کیلومتر بر ساعتی نیز تهران را درگیر کرده بود و همین همزمانی، در ساعات اولیه باعث شکلگیری شایعاتی درباره ارتباط این دو پدیده شد؛ ادعایی که از سوی کارشناسان بهطور کامل رد شده است.
به گفته علی بیتاللهی، نخستین زمینلرزه ساعت ۲۰:۴۱ در محدوده شرق تهران و حوالی پردیس ثبت شد؛ منطقهای که حدود ۴۰ کیلومتر با مرکز شهر فاصله دارد. او توضیح میدهد که این تنها آغاز یک توالی لرزهای بوده است؛ چرا که در بازهای کمتر از هفت ساعت، در مجموع هشت زمینلرزه در این پهنه ثبت شد.
در ادامه، زمین در ساعت ۲۳:۴۶ با زلزله ۴.۶ ریشتری لرزید؛ رخدادی که بهعنوان زلزله اصلی این توالی شناخته شد و پس از آن نیز چندین پسلرزه در فواصل کوتاه زمانی تا حوالی بامداد ادامه یافت. آخرین لرزشها حدود ساعت ۳:۳۰ صبح با بزرگای ۳.۱ ریشتر ثبت شد؛ وضعیتی که نشان میداد انرژی زمین هنوز بهطور کامل تخلیه نشده است، هرچند روند آن رو به کاهش رفته بود.
کانون این زمینلرزهها در یکی از حساسترین ساختارهای زمینشناسی کشور قرار دارد؛ جایی که گسل شمال تهران و گسل مشا به یکدیگر نزدیک میشوند و یک پهنه پرتنش لرزهای را در شرق پایتخت شکل میدهند. این محدوده در حوالی روستای ایرا در شرق تهران قرار گرفته و از نگاه زمینشناسان، یکی از فعالترین زونهای لرزهای اطراف پایتخت محسوب میشود.
بیتاللهی در توضیح ویژگیهای این منطقه به یک نکته مهم اشاره میکند؛ اینکه در شعاع ۳۰ کیلومتری کانون زلزله، بیش از ۱۰۰ روستا و چند شهر مهم از جمله پردیس، بومهن، رودهن و لواسانات قرار دارند که در مجموع حدود ۲۵۰ هزار نفر جمعیت را در خود جای دادهاند. او همچنین تأکید میکند بخش قابل توجهی از واحدهای مسکونی روستایی و حتی شهری در این محدوده، فاقد اسکلت مقاوم هستند و همین موضوع آسیبپذیری منطقه را در برابر زلزلههای بزرگتر افزایش میدهد.
همزمانی این زلزله با طوفان شبانه تهران و قطعی برق در برخی مناطق، زمینه انتشار شایعاتی درباره ارتباط میان این رخدادها را فراهم کرد، اما کارشناسان زمینشناسی تأکید دارند که این دو پدیده هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند. عمق ۱۰ تا ۲۰ کیلومتری زلزلهها نیز نشان میدهد که منشأ آنها کاملاً تکتونیکی و ناشی از فعالیت طبیعی گسلهاست، نه عوامل سطحی یا انسانی.
با وجود نگرانیهای اولیه، ارزیابیهای کارشناسی نشان میدهد احتمال وقوع زلزلهای بزرگتر در ادامه این توالی پایین است. به گفته بیتاللهی، آنچه رخ داده به احتمال زیاد زلزله اصلی بوده و پسلرزههای کوچکتر تنها روند طبیعی آرامگیری زمین را نشان میدهند. با این حال، او یادآور میشود که شرق تهران در طول ۱۵ سال گذشته بیش از ۸۰۰ زمینلرزه کوچک و متوسط را تجربه کرده و این منطقه عملاً در وضعیت لرزهخیز دائمی قرار دارد.
در کنار این تحلیلها، مهدی زارع نیز معتقد است که این رخدادها نشانه تداوم آزادسازی انرژی در پهنه برخورد ساختارهای زمینساختی البرز مرکزی است. او توضیح میدهد که قرارگیری پردیس و بومهن در مجاورت گسلهای فعال، همراه با ویژگیهای رسوبی دشت، میتواند شدت لرزشها را در سطح زمین افزایش دهد و پدیدهای به نام «اثر ساختگاهی» ایجاد کند؛ به این معنا که زمین، تکانها را شدیدتر از آنچه در عمق رخ داده احساس میکند.
زارع همچنین به احتمال رخداد زلزلههای خوشهای در این منطقه اشاره میکند؛ رخدادهایی با بزرگی متوسط که میتوانند در بازههای زمانی کوتاه تکرار شوند و نشاندهنده فعال بودن گسل مشا باشند. او در عین حال تأکید میکند که توسعه شهری در محدودههای نزدیک به این گسلها، بهویژه در پروژههای انبوهسازی، باید با بازنگری جدی در استانداردهای ایمنی همراه باشد.
در نهایت، زلزله شب گذشته بار دیگر موقعیت شکننده شرق تهران را در برابر مخاطرات طبیعی یادآوری کرد؛ منطقهای که در آن، زمین نه خاموش است و نه قابل پیشبینی کامل، بلکه در حال تخلیه تدریجی انرژی در سکوتی است که هر از گاهی با لرزشهایی کوتاه شکسته میشود.