

پس از ماهها تعطیلی به دلیل جنگ و محدودیتهای فرهنگی، تئاترهای تهران دوباره درهای خود را به روی مخاطبان گشودند. نمایش «زندانی خیابان دوم» در تئاتر شهر، نمونهای از بازگشت زندگی و هنر به صحنهها بود. این اجرا، علاوه بر روایت داستان، شور و امید را در سالنهای تاریک و خالی گذشته بازگرداند.
خلازیر یکی از محلههای جنوب غرب تهران است که به دلیل نزدیکی به مسیرهای حمل و نقل و جمعیت کمدرآمد، به محلی برای جمعآوری و فروش کالاهای دست دوم و اسقاطی تبدیل شده است. در بازار خلازیر تهران، اجناس اسقاطی جان تازه میگیرند و زندگی بسیاری از ساکنان حاشیهای میچرخد. این مشاغل کاذب، هرچند نانآور، بدون بیمه و امنیت شغلیاند و نشان از فقر، بیثباتی اقتصادی دارند.
زبالههایی که در طبیعت و فضای سبز رها میشوند، تنها یک مشکل ظاهری نیستند؛ آنها یک بحران زیستمحیطی هستند که با تهدید سلامت انسانها و اکوسیستمها همراه است. نباید فراموش کرد که رها کردن زباله در دل طبیعت نه تنها زیبایی محیط را از بین میبرد، بلکه پیامدهای جبرانناپذیری برای سلامت انسانها و موجودات زنده دارد.
آزمایشگاهها، قلب تپندهی علم و بهرهگیری آن در سلامت بشر امروزی هستند. این فضاها با ترکیب تجهیزات پیشرفته و ذهنهای خلاق متخصصان آزمایشگاهی، به مرزهای جدیدی از دانش پزشکی و تشخیص بیماریهای میرسند. در این گزارش تصویری، سفری خواهیم داشت به دنیای آزمایشگاهها، جایی که هر تجربه و آزمایش، قدمی به سوی سلامتی انسان امروزی بر میدارد.
آیین تجلیل از کارگران و گروههای کار نمونه سراسر کشور و تلاشگران خدمات شهری در جنگ رمضان به مناسبت فرا رسیدن هفته کار و کارگر با حضور احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی برگزار شد.
بعد از دو ماه وقفه در مسابقات ورزشی به دلیل شرایط جنگی، ورزشکاران ووشو با شور و شوقی دوباره به میادین بازگشتند تا عزم و اراده خود را برای دستیابی به موفقیتها نشان دهند و برای پیراهن تیم ملی با هم رقابت کنند. این مسابقات به عنوان نمادی از بازسازی و امید در جامعه ورزش کشور، نه تنها به معنای آغاز دوباره رقابتها، بلکه به نمایش گذاشتن توانمندی و همبستگی ورزشکاران در شرایط سخت نیز است.
در تمامی ساعات شبانه روز، زمانی که شهر در سکوتی نیمهخواب فرو رفته یا هیاهوی روزمره خود را سپری میکند، رفتگران نارنجیپوش همواره مشغول کارند. بیوقفه و بیادعا، خیابانها را جارو میزنند و زبالهها را جمعآوری میکنند تا چهرهای پاکیزه از شهر برای آغاز یک روز تازه فراهم شود. روز کارگر، فرصتی است برای دیده شدن این تلاشهای پنهان؛ روایت دستانی خسته اما استوار که سهم بزرگی در سلامت، زیبایی و جریان زندگی شهری دارند.
روز جهانی کارگر فرصتی است تا به زحمات و تلاشهای بیوقفه کارگران شهرهای مختلف پرداخته و یادآور شویم که این افراد بیمنت، ستونهای اصلی رشد و پیشرفت هر جامعهای هستند. در این گزارش تصویری، به زندگی و کار روزانه کارگران سطح شهر پرداختهایم تا از نزدیک شاهد باشیم که چگونه با سختی زندگی میکنند و برای بهتر شدن جامعه، همیشه در حال تلاشاند.
زنان بازنشسته، سالها کار و مراقبت را در سکوت گذراندهاند؛ اما در سالهای پس از بازنشستگی، کمتر دیده میشوند. بسیاری از آنان که عمده عمرشان را در خانه یا مشاغل کمنمایان گذراندهاند، امروز با کمتوجهی و مقایسه نابرابر با مردان بازنشسته روبهرو هستند. این گزارش، روایت زنانی است که سهمشان از دیدهشدن هنوز کمتر از آن چیزی است که شایسته آنند.
با اعلام آتشبس، ساحل دوباره جان گرفت؛ خانوادهها قدم زدند، کودکان در موجها دویدند و صیادان قایقها را به آب سپردند. تورها پهن شد و بوی دریا با صدای خنده درهم آمیخت. این گزارش تصویری از مردمی است که کنار صیادان، در فاصلهای کوتاه از روزهای جنگ، لذت ساده دریا و نشانههای بازگشت آرامش را در کنار دریا تجربه کردند.
یکشنبه بازار پس از آتشبس میزبان خانوادههایی شد که برای خرید و بازگشت به ریتم زندگی عادی آمده بودند. سبدها از میوهها و سبزیهای تازه پر شد و گفتوگوها و جریان زندگی میان غرفههای فروش کالاها از سر گرفته شد. این گزارش تصویری از بازاری است که در آن انتخابهای ساده به نشانه زندگی سالم و تلاش مردم برای شروعی آرام پس از روزهای جنگ تبدیل شده است.
باران شبانه بر خیابانها میبارید و مردم پس از روزهای سنگین جنگ و اعلام آتشبس به شهر برگشته بودند. چراغ مغازهها روشن و چترها در رفتوآمد خریداران باز شده بود. این گزارش تصویری از شبی است که میان قطرهها و نورها، زندگی دوباره در پیادهروها جریان یافت و مردم با خرید و گفتوگو بازگشت آرامش در شهر را تمرین کردند.
میدان فردوسی در روزهای پس از آتشبس دوباره شلوغ شده است؛ رهگذران، خریداران و رانندهها به جریان همیشگی بازگشتند. مغازهها چراغشان را روشن کردند و گفتوگوها در پیادهروها جان گرفت. این گزارش تصویری از میدانی است که پس از روزهای سنگین جنگ، با رفتوآمد مردم و ریتم زندگی شهری، نشانههای آرامش و بازگشت تدریجی زندگی را دوباره به نمایش گذاشت.
با اعلام آتشبس موقتی در ایران خیابانها و مشاغل بار دیگر رنگ کار و کسب و روزی به خود گرفتند. کارگران خدمات شهری، کارگران شاغل در کارگاههای محلی در این مدت به چرخه زندگی عادی بازگشتند. هرچند در این میان کارگران بسیاری نیز در دوران جنگ و پیش از اعلام آتش بس نیز به کار خود اشتغال داشتند. این گزارش روایت دستانی است که میان اضطرابها و از دل امید بیرون میآیند و چرخ زندگی را همچنان میچرخانند.
در فاصله یک روز مانده به آغاز سال جدید، بازار میوه و سبزی و محصولات محلی حال و هوای همیشه خود را ندارد. شهر انزلی که چند روز قبل مورد حملات جنگ قرار گرفته حال و روز همیشگی خود را از دست داده و مردم به نسبت ساهای قبل استقبال کمتری از خرید پیش از عید دارند. فروشندها نیز حال و هوای قبل را ندارند. بازاری که هر سال این روزهایش را به لبخند و هیاهوی مشتریان زنبیل به دستش میگذارند حالا در سکوتی فرو رفته که نشان از اثرات جنگ دارد.
در نزدیکیهای دریای خزر و در قلب بندر زیبای انزلی بوی ماهی تازه در آستانه سال نو در بازار ماهی این شهر در هوا پراکنده شده است. ماهی فروشان این شهر در غرفه های کوچک خود ماهیهای تازه صید شدهها به فروش میرسانند تا مردم این شهر با خوردن ماهی تازه سنت سبزی پلو ماهی شب عید را به جا بیاورند.
در روزهایی که خبرهای جنگ بر سر زبانهاست و سراسر ایران زیر بار جنگ قرار دارد، بازار بوشهر هرچند به نسبت قبل خلوتتر است اما همچنان به نبض تپنده خود ادامه میدهد. میان حجرههای جدید و قدیمی لابلای بوی ادویه و ماهی و خریدهای روزمره مردم، کاسبها سر کار میروند و مردم خرید روزانهشان را انجام میدهند. گویی بازار مثل همیشه ایستاده تا یادآوری کند که حتی در سایه جنگ هم زندگی متوقف نمیشود.
پشت درهای بسته اتاق عمل جایی دور از چشم بیماران و همراهانشان، گروهی از جراحان و کادر درمان ساعتها ایستادهاند تا جان انسانی را نجات دهند. اتاق عمل فقط محل جراحی نیست بلکه بستری است برای تمرکز و مهارت و مسئولیتی سنگین که هر روز در بیمارستان ها بی وقفه تکرار میشود. به ویژه در روزهایی که کشور درگیر جنگ بوده و تعداد افرادی که به جراحی نیاز دارند از زمان عادی بیشتر است.