۲۶ اردیبهشت ماه امسال وقتی مهلت ۱۰ ساله برداشت یکی از معادن تراورتن در اطراف روستای قزلقشلاق تکاب در استان آذربایجان غربی تمام شد، اهالی نامهای برای دادستانی نوشتند و خواستند این معدن که در تمام سالهای گذشته در کنار سایر معادن، نابودی را نصیب اهالی روستا و منطقه باستانی تختسلیمان کرده، دیگر مجوز ادامه کار نیابد و ماشینآلاتش را از منطقه خارج کند. این نامه زخم کهنه و چند دههای را برای اهالی باز کرد. آنها سه دهه گذشته عمرشان را در جنگ با معادن ریز و درشت منطقه گذراندهاند. باطلههای معدنی تمام منطقه را گرفته و کشاورزی و دامداریشان نابود شده است. اما در تمام سالهای گذشته که راهشان به دادگاه و پاسگاه و ادارات مختلف باز شده نتوانستند پاسخی برای وضعیت معدنکاوی افسارگسیخته آن هم بدون رعایت حریم آثار ثبت ملی و جهانی بیابند و حالا یکبار دیگر نامهای با امضای اهالی روستا برای دادستانی فرستاده شده، نامهای که نمیدانند عاقبتش چیست و آیا درنهایت وضعیت بیش از ۱۵ معدن بر ۱۵ محوطه باستانی سامان خواهد گرفت؟
گندمهای دیم آقای سبزی چندین و چند سال است که بیرمقاند. او بارها در زمینش گودال بزرگی یافته که حدس میزند عدهای برای پیدا کردن آثار باستانی آن را کندهاند. مانند گورستان قدیمی روستای قزل قشلاق، جاییکه محل دفن خاندان سبزی است اما هر از گاهی تغییراتی در آن میبینند و دستشان به جایی بند نیست.
این داستان روستاهای اطراف تخت سلیمان است. منطقهای باستانی که بزرگترین مرکز آموزشی، مذهبی و اجتماعی ایرانیان قبل از ورود اسلام بوده، ثبت جهانی شده و اطرافش پر است از آثار کشف نشده اما معدنکاوان حالا سالهاست آنجا را تصاحب کردهاند. تعداد معادن در این منطقه بسیار زیاد است و اغلب سنگ برداشت میکنند اما نزدیکیشان به چند روستا کار را سختتر از قبل کرده است. چند سال پیش یکی از معادن ۱۰ هکتار از زمینهای سبزی را تصاحب کرده و او بعد از چند سال شکایت و رفت و آمد هنوز نتوانسته زمینش را پس بگیرد: «ابتدا حکم دادند که معدن زمین را باید پس بدهد. ما سند داریم. بعد دولت عوض شد، دادستان و قاضی تغییر کرد و دوباره پرونده به جریان افتاد و رای قبلی ملغی شد. چطور چنین چیزی ممکن است؟»
او میگوید روستای قزلقشلاق با وجود آنکه در میان آثار باستانی و معدنی قرار گرفته نه آب دارد و نه گاز: «روستا هیچ چیزی ندارد. من سالی چند بار خانه در تخت سلیمان اجاره میکنم تا به زمینهایم رسیدگی کنم. چرا باید اینطور باشد؟ معادن تمام آب منطقه را از بین بردهاند. چشمهها خشکیدهاند و همه جا باطله معدنی است.»
روستا مدرسه هم ندارد و چند بچه روستا باید با تراکتور هر روز به تخت سلیمان بروند: «اهالی دوست دارند به روستایشان برگردند. اینجا از نظر گردشگری و کشاورزی خیلی نقطه مهمی است اما معادن نگذاشتهاند زندگی باقی بماند.»
«علی اوسط درویشی» در ۷۰ سالگی خودش و خانوادهاش را اسیر زمینهای معدنی میداند. او که در نوجوانی در روستای قزلقشلاق زندگی کرده و بعدها راهی تهران شده بود، در بازنشستگی به روستا برگشت تا آب و هوای خوش و آرامش نصیبش شود، اما معادن نگذاشتند. او حالا از درد بیجاده بودن روستا مینالد. از اینکه حتی مامور آوردن کپسول گاز به خاطر جاده از آمدن به این منطقه طفره میرود: «برایمان کپسول گاز نمیآورند چون جاده نداریم. چون همان جاده باقی مانده را هم ماشینهای سنگین معدن نابود کردند یا همیشه در جاده هستند و آن را بستهاند. این زندگی ماست. چطور میشود ما وسط اینهمه ثروت با اینهمه بدبختی زندگی کنیم؟ ما حتی نانوایی نداریم. سهمیه آرد ما کجاست؟ برای گرفتن نان در این جاده چه باید کرد؟»
معادن سنگ، آب منطقه را از قلب زمین مکیدهاند و تنها چیزی که برای ۲۰ خانوار روستای قزلقشلاق گذاشتهاند خشکی و نابودی کشاورزی و دامداری است: «حداقل ۵ معدن در اطراف ما شب و روز مشغول به کارند و سنگ برداشت میکنند. میدانید برداشت سنگ یعنی چه؟ همه جا خاک و آشفتگی است. تمام چراگاههای منطقه از بین رفته است. روستای «برنجه» هم در نزدیکی ما و شرایطش مانند ماست.»
چند دهه است که همین گلایهها را دارند. زمینهای باستانی اطراف مدام کنده شدهاند و صدایشان زیر صدای ماشینهای معدنکاوی مدفون شده است. هیچ امکاناتی به روستاهای اطراف داده نشده. انگار کسی اینجا زندگی نمیکند و زمینها فقط برای کندن و بردن هستند: «شما بگویید کدام اداره و سازمان تا بگویم چند بار برای شکایت رفتهایم. آدم خندهاش میگیرد. هیچکس از فرمانداری، استانداری، میراث فرهنگی، منابع طبیعی، محیطزیست و هیچ سازمان دیگری پاسخگوی ما نیست. ما خسته و ناامیدیم.»
از سیزده سال قبل، «رحمتاله محبوبی» فعال محیطزیست در منطقه برای ایستادگیاش مقابل فعالیتهای مخرب معادن با ۱۷ شکایت از سوی معدنداران روبرو شده است و در این سالها بارها و بارها پایش به دادگاه و دادگستری باز شده و از زخم معادن بر پیکر تخت سلیمان گفته اما هنوز وضع بر همان منوال است: «من اصالتا اهل روستای یولقون آغاج هستم که ۱۰ معدن اطرافش دارد و در حال حاضر چهار معدن سنگ آنجا فعال هستند. تکاب منطقهای بکر و باستانی است که در دوران باستان هم معدنکاوی داشته اما در سدههای گذشته کاری نمیکردند تا دهه هفتاد. زمینهای منطقه از سال ۷۵ به بعد مورد مطالعه قرار گرفت و از سال ۷۸ فعالیت معادن شروع شد.»
او میگوید در چند کیلومتری منطقه قزلقشلاق، منطقه حفاظتشده انگوران قرار دارد که در سالهای گذشته با وجود قرار گرفتن در لیست مناطق حفاظتشده نتوانست از معدنکاوی دور بماند: «کوه بلقیس دو طرف معدن است. یک طرف زنجان و طرف دیگر شاهیندژ و مجموعه باستانی. برای مثال معدن «گوله گوله» که سنگ آهن از آن برداشت میکنند از درون مجموعه باستانی رد میشود. بیش از ۱۵ پهنه معدنی روی ابنیه ثبت تاریخی قرار گرفته است.»
محبوبی حالا ناامید از هر اصلاحی تنها به امید اصلاح قانون معادن است و میگوید شاید اصلاح این قانون بتواند معدنکاوان را از زمینهای منابع طبیعی بیرون کند «مدام میگویند اشتغال ایجاد شده. ما هم نمیگوییم معادن کار نکنند، میگوییم نه در این ابعاد که با وجود تعیین حد و مرز، از آن تجاوز کرده و زمینهای بسیاری را تصاحب کنند. باطلههایشان را رها کنند و زندگی مردم و آثار باستانی برایشان هیچ اهمیتی نداشته باشد.»
او به پرونده پزشکی بسیاری از اهالی روستاهای تکاب اشاره میکند. کسانیکه از سرطانهای مختلف در رنجاند و او معتقد است آلودگی ناشی از فعالیتهای معدنی در آن نقش دارد: «این منطقه بهترین آب و گوشت را داشت، حالا چه؟ ابتلا به سرطان در منطقه بالاتر از نرمال کشور است و پساب آلوده به جیوه و سیانور به رودخانه آقدره میریزد که این رود حوضه آبریز سد الغدیر است و بنابراین از میاندوآب تا تبریز همه در معرض آلودگی گسترده قرار دارند.»
تکاب حتی بیمارستان مجهز و مناسبی هم ندارد و این میزان برداشت از منابع منطقه باعث نشد اهالی از طرحهای مسئولیت اجتماعی منتفع شوند و مثلا بیمارستانی یا جادهای برایشان ساخته شود.
اداره صنعت، معدن و تجارت استان برای دادن مجوز به معادن از اداره منابع طبیعی استان استعلام میگیرد، همچنانکه باید از میراث فرهنگی و اداره آب و ... استعلام بگیرد. «نبی قایمی» مدیر منابع طبیعی آذربایجان غربی به «آتیهآنلاین» میگوید آنها از همه سو مورد انتقاد هستند. هم از سوی مردم منطقه و هم از سوی معدنداران: «معادن به ما میگویند شما منابع طبیعی نیستید بلکه «موانع طبیعی» هستید و نمیگذارید معدن جدید بارگذاری شود و از سوی دیگر فعالان و مردم میگویند چرا منابع طبیعی مجوز میدهد.»
او میگوید در سالهای گذشته تلاشهای زیادی کردهاند تا مجوز جدید ندهند اما معدنداران راههای بسیاری به جز استان برای گرفتن مجوز دارند: «ما یک رای داریم. درحالیکه ادارات و سازمانهای دیگر هستند و آنها وقتی ما مجوز ندهیم به کمیسیونهای کشوری میروند و درنهایت با بهانه اشتغال و ... مجوز دریافت میکنند و ما هم در استان کاری از دستمان برنمیآید.»
قایمی معتقد است یکی دیگر از بدشانسیهای منطقه تکاب کشف معدن طلا در این منطقه بوده، معادنی با اهمیت و قدرتمند که آلودگی زیادی هم برای برداشت دارند.
«داوود فرازی»، معاون میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی هم در روزهای اخیر درباره وضعیت منطقه صحبت کرده و به ایلنا گفته «وزارت صنعت و معدن پیش از صدور پروانه اکتشاف معدن باید از وزارت میراث فرهنگی استعلام کند، اما متاسفانه این اتفاق نیفتاده و معادنی واگذار شده که حین عملیات با آثار تاریخی هم برخورد کردهاند و کارشان را هم تعطیل نکردهاند. تکاب نزدیک به ۷۰ معدن فعال دارد که ۷ معدن در محوطههای باستانی و تاریخی در حال فعالیت هستند.»
به گفته او مناطقی که در حریم تخت سلیمان و روستاهایی که دارای تپههای تاریخی هستند با خطر بیشتری مواجه شدهاند «وزارت صمت در برخی معادن ۴۰۰ هکتار را در اختیار معدنکاوها قرار داده است درحالیکه کار اصلی آنها در ۴ هکتار انجام میشود و باقی عرصهها برای معدنکاوها میماند که بعدتر راهسازی در آن انجام میدهند و به آثار تاریخی میرسند و محوطههای تاریخی را تخریب میکنند.»
معاون میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی با اعلام اینکه تپه در شرف ثبت ملی تکاب در فعالیتهای معدنکاوی کامل نابود نشده، اعلام کرد: «فعالیتها در بخشی از تپههای تاریخی انجام شده که منجر به آسیب به بخشی از تپههای تاریخی و باستانی تکاب شده اما این گونه نبوده که تپههای باستانی کامل نابود شده باشند.»
در سالهای اخیر پژوهشهایی درباره تخریب میراث و محیطزیست اطراف منطقه تختسلیمان منتشر شده است. مقاله «آلودگی فلزات سنگین (آرسنیک، آنتیموان، جیوه و روی) در خاکهای کشاورزی مجاور معدن طلای زرشوران» نشان داد که در خاکهای کشاورزی اطراف معدن زرشوران، غلظت فلزات سنگین در برخی نقاط بالاتر از مقادیر طبیعی است. پژوهشگران نتیجه گرفتند که فعالیتهای معدنی و انباشت پسماندهای استخراج میتواند بر کیفیت خاکهای منطقه تأثیر بگذارد.
مطالعه مهم دیگری با عنوان «تحرک و سرنوشت شیمیایی آرسنیک و آنتیموان در آب و رسوبات حوضه رودخانه ساروق» نشان داد که این عناصر میتوانند از طریق آب و رسوبات در بخشهای مختلف حوضه پراکنده شوند.
در تخت سلیمان یکی از ارزشمندترین محوطههای تاریخی ایران، از دوران باستان معدنکاوی و بهرهبرداری از ذخایر طلا و جیوه سابقه داشت و احتمالاً تاثیر مهمی بر اقتصاد منطقه و شکوفایی مراکز مهم آن گذاشته است. اما در دهههای اخیر گستردگی معدنکاوی هم آثار تاریخی و هم کشاورزی را تخریب کرد.
حالا اهالی روستاهای اطراف میخواهند باغهایشان آباد بماند و آنها که راهشان به تختسلیمان برای دیدن تاریخ باز میشود، پا بر روی بازماندههای معدنکاوی نگذارند. روی لاشه سنگهایی که تاریخ را مدفون کرده است.